تبلیغات
♥ شهر مهاباد ♥
موضوعات
سد مهاباد(1)
بازار تاناكورا(1)
اسامی نام های کردی(1)
گالری تصاویر(1)
آثار باستانی مهاباد(1)
مشاهیر مهاباد(1)
تاریخچه مهاباد(1)

آرشیو

::. اسفند 1389

همه آرشیوها

نویسندگان
سپیده «7»
سعادت «0»

آمار وبلاگ
http://emto2.persiangig.com/b/top_users.png کل بازدید:
http://emto2.persiangig.com/b/member.png بازدید امروز :
http://emto2.persiangig.com/b/member.png بازدید دیروز :
http://emto2.persiangig.com/b/member.png بازدید ماه قبل :
http://emto2.persiangig.com/b/member.png تعداد نویسندگان :
http://emto2.persiangig.com/b/SubCat-48.png تعداد کل مطالب :

مترجم سایت به 36 زبان دنیا

ساعت و تاریخ سایت

لینکستان



پست ثابت



        گالری تصاویر
         
                                 آثار باستانی مهاباد                پارک ها و بوستان ها                     مناظر طبیعی




             
                                    زندگی شهری                       زندگی روستایی                        گردش و تفریح




         
                                     اماکن مذهبی                             اشخاص                           مناسبهای خاص

شنبه 14 اسفند 1389 ارسال شده توسط: سپیده نظرات ()
 
تگ: گالری تصاویر ،
        تاریخچه مهاباد


مهاباد که ساکنین منطقه آن را "سابلاغ" نیز می نامند از شهرهای باستانی و قدیمی ایران است. این شهر در جنوب استان آذربایجان غربی قرار دارد، زبان مردم این شهر کردی سورانی ‌ می باشد. این شهر دارای آثار تاریخی زیادی می باشد که فقرگاه و غار آبی سهولان از جمله آثار تاریخی آن هستند، جمعیت این شهر تقریبا 250 هزار نفر می باشد، آب و هوای آن سرد و کوهستانی است.
جغرافیا
موقعیت جغرافیایی آن ۴۵ درجه و ۴۳ دقیقه و ۳ ثانیه‌ی طول شرقی و۳۶درجه و ۴۶ دقیقه و۳ ثانیه‌ی عرض شمالی از نصف النهار گرینویچ .ارتفاع از سطح دریای آزاد ۱۳۲۰ متر. مساحت ۲۵۹۱ کیلومتر مربع. میزان جمعیت بر اساس سر شماری سال ۱۳۷۵ خورشیدی ۱۷۱۶۲۴ نفر هستند كه شامل 98827 نفر مرد و 81797 نفر زن و نرخ رشد جمعیت در سال 1377 رقم 1/3 رانشان می دهد .
  در كل جمعیت شهرستان 107719 نفر درشهر و 63797 نفر در 212 روستای آن ساكنند این شهرستان دارای 2 بخش مركزی و خلیفان بوده و روستاهای آن در دهداری های آختاچی ، كانی بازار ، مكریان شرقی ، مكریان غربی و منگور تقسیم شده اند  وكار اصلی مردم این منطقه كشاورزی و دامداری می باشد .
پنج راه آسفالته كه مهاباد را به شهر های همجوار سردشت ، پیرانشهر ، نقده ، ارومیه ، میاندوآب وبوكان متصل می كند نقش بسزایی در توسعه و پیشرفت این شهرستان دارند . مهاباد دردامنه شمالی رشته كوههای زاگرس بنا شده است . مهاباد دارای آب وهوای كوهستانی بازمستانهای سرد وتابستان های معتدل و چهار فصل آن جذابیت مخصوص به خود را دارد .
  رودخانه مهاباد با سد مخزنی تقریباً 200 میلیون متر مكعب جدا از تامین آب شرب شهر نقش بسیار مهمی در توسعه كشاورزی مكانیزه دشت با اهمیت شهر ویران ایفا می كند .

تاریخچه
از لحاظ تاریخی مهاباد ریشه‌ در تاریخ مانایی و مادها دارد و البته نه این شهر کنونی بلکه شهری که در هنگام عقب‌نشینی‌ سپاهیان صفوی به آتش کشیده شد، آن هنگام که پس از شکست خوردن از امپراتوری عثمانی و فرار، سیاست «زمین‌های سوخته» را اجرا می‌کردند، شهری که علیرغم سرسبزی و طراوتش اکنون «شهر ویران» خوانده می‌شود و بقایای ویرانه‌هایش در شمال مهاباد کنونی وجود دارد.
اما مهاباد کنونی را بوداغ سلطان بزرگ ایل مکری بنا نمود و به آن رونق و آبادانی داد و حتی با یاری امیرنشین اردلان (سنندج) و امیرنشین بابان (سلیمانیه) مسجد سرخ مهاباد را که یادگار دوران عظمت امیرنشین مکریان در روزگار وی است را تبدیل به مرکز اندیشه، علم و دین نمود.
 
ایل‌های منطقه
بسیاری از مردمان شهرستان مهاباد از کردهای مُکری هستند که به ایل‌های گوناگون بخش می‌شده اند. نام این ایل‌ها عبارت است از منگور، مامش، گورک، پیران، سوسنی، ملکاری، بریاجی، پژدری، مرگه‌ای، دهبکری، بیگ‌زاده‌ها، بابان، خانزاده‌ها و بلباس تشکیل شده است.

موقعیت و خصوصیات مناطق و آثار باستانی
تحقیقات مورخین و آثاركشف شده توسط باستان شناسان حاكی از آن است كه منطقه شهرستان مهاباد حداقل از سدههای اول هزاره اول پیش از میلاد مسیح یكی از مناطق مسكونی ایران باستان بوده است. یكی از این آثار كتیبهای به خط میخی منسوب به ( مینوآ ) میباشد كه بین سالهای 812 تا 778 قبل از میلاد سلطنت داشته است. كتیبه مذكور تا سال 1890 موجود بوده است. آثار دیگری مانند پلهكانهای سنگی و راهروهای زیرزمینی مشهور به برده كنته كشف گردیده كه بر نفوذ و هجوم قوم دیگری بنام وانیها به منطقه دلالت دارد. از دوره مادها نیز آثاری از جمله یك گور بنام فقره قا        (فرهادگاه ) بجامانده است.
بررسی آثار برجایمانده از زمانهای دور گذشته ، نشانگر این امر است كه تمدن و شهرنشینی در این منطقه از اختلاط فرهنگی و نژادی بین اقوام مختلفی مانند بابلی‌ها ، آشوری‌ها ، وافی‌ها ، لولوئی‌ها ، كوتی‌ها ، كاسی‌ها ، مادها و بلاخره تیرههای آریایی نژادكرد بوجود آمده است.

آثار تاریخی ثبت‌شده :

  سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان‌غربی شماره ثبت برخی از بناها و محوطه‌های تاریخی را با ذکر دوره تاریخی آنها بشرح زیر اعلام نموده است :
ردیف نام محل قرارگیری دوره مربوطه شماره ثبت :
1- مسجد جامع بداق سلطان مهاباد صفویه 882
2- دژ قلات منگور مهاباد 900 ق.م تا دوره ماد 1237/3
3- شهر ویران خرابه های نزدیک اندرکش ماد 9
4- شهرقدیمی مهاباد خرابه های نزدیک اندرکش ماد 10
5- گلگاتپه مهاباد ماد 11
6- تپه بیات(تپه محلل) بین جاده ارومیه - مهاباد ماقبل‌تاریخ 457
7- تپه سه گردان شمال مهاباد 4000 ق.م 604
8- تپه گرد قچی آباد شمال مهاباد 5000-4500 ق.م 605
9- تپه کیک آباد شمال مهاباد 3500 ق. م 606
10- تپه باستانی دارتوان شرق مهاباد هزاره اول ق.م 607
11- تپه گرد دریاس غرب مهاباد 5000تا4000 ق.م 608
12- تپه باستانی پشت تب جنوب مهاباد هزاره اول ق. م تا اواخر ساسانی 609
13- تپه کانی سیب جنوب مهاباد 2000-1500 ق.م 1233
14- طاوس تپه منگورمهاباد اواسط هزاره دوم ق.م 1238
15- تپه و قبرستان چهاردیوار منگورمهاباد ساسانی 1239
16- تپه شهر زور مهاباد منگورمهاباد هزاره اول ق.م - اسلامی 1240
17- تپه میرگرد مهاباد هزاره دوم ق.م 1249
18- تپه باستانی محمودکان شمالغربی مهاباد هزاره دوم ق.م 1249
19- مجموعه بردکنت (سنگ موداخ) 8کیلومتری مهاباد هزاره اول ق.م 1684
20- مقبره بداق سلطان مهاباد قرن دهم 85
21- خانقاه عباس آباد مهاباد -------- 176
22- تکیه شیخ بابا مهاباد -------- 177
23- مدرسه استاد سلیمان مهاباد صفویه 1089 178
24- دخمه سنگی فقره گاه مهاباد ماد

جغرافیای مهاباد :
 زمین‌شناسی منطقه بطورکلی می‌توان گفت که در مناطق مختلف حوزه آبریز رودخانه مهاباد و دشت آن تشکیلات ژوراسیک و کرتاسه و اولیکومیوسن گسترش زیادی دارند. حوزه آبریز منطقه را بیشتر شیستها و کوارتزیتهای ژوراسیک و آهک‌های کرتاسه پوشانیده است ، ولی هر چه به‌طرف شمال و دشت مهاباد نزدیکتر می‌شویم ، تشکیلات فوق بوسیله آهک‌های اولیکومیوسن پوشیده می‌شود.

آبرفت‌ها
در دشت و دامنه کوه‌های مهاباد بطورکلی دو نوع آبرفت برجای مانده است ، یکی آبرفت‌های رودخانه‌ای و دیگری رسوبات واریزه‌ای که حاصل عمل تخریب و تجزیه ارتفاعات و رسوب‌گذاری در دامنه‌ها و میان دشت می‌باشد.

 
آبرفت های رودخانه ای :
این رسوبات در امتداد رودخانه مهاباد و شعب آن برجای گذارده شده است و تا انتهای منطقه مورد مطالعه دیده می‌شود. این رسوبات بیشتر از شن و ماسه همراه بالایه‌هائی از رس تشکیل‌شده و اجزاء متشکله آنها از خرده‌سنگهای آذرین و آهکی و شیستی می‌باشد که در اثر فرسایش ارتفاعات خردشده و همراه با آب رودخانه به‌میان دشت حمل گردیده و رسوب نموده اند ، هر چه به انتهای دشت نزدیکتر می‌شویم این رسوبات دانه ریزتر می‌گردند.

رسوبات واریزه‌ای
این رسوبات که در اثر تجزیه و تخریب ارتفاعات و حمل آنها بوسیله آب به میان دشت و دامنه ها میباشد در مخروط های افکنه حاشیه دشت و همچنین در میان دشت دیده میشوند ، ضخامت آنها در بعضی نقاط به 50 متر میرسد که تماماً از آبرفت‌های دانه‌ریز رسی همراه با قطعات سنگ‌های آهکی می‌باشد

محیط زیست
اهم قابلیت‌ها و پتانسیل‌ها در بخش محیط طبیعی :
اثر طبیعی ملی غار سهولان
دریاجه سد مخزنی مهاباد
سد انحرافی یوسف کندی
سد در حال ساخت سنجاق در شمال شرقی مهاباد

رودخانه مهاباد (ورود به دریاچه ارومیه و تالاب‌های کانی برازان و گروس)
رودخانه (ورودی به سد مهاباد از ضلع غربی)
رودخانه بیطاس ( ورودی به سد مهاباد از ضلع شرقی)
رودخانه کانی سیب در بخش خلیفان ( سرشاخه سیمینه‌رود)
تالاب بین المللی قوپی باباعلی اطلاعات بیشتر...
تالاب کانی برازان (پیشنهادی به شورای عالی محیط زیست برای ارتقاء سطح حفاظتی) اطلاعات بیشتر...
تالاب گروس
تالاب داشخانه
تالاب قره قشلاق
تالاب چنگیز گلی
زیستگاه‌های کوهستانی ارتفاعات میدان - قلعه شاه - سپی سنگ - میدان استر - چکچ و مالوک - آلمالو – صارم بگ و...
زیستگاه پستاندارانی چون کل و بز - خرس قهوه ای - گراز - گرگ - روباه - شغال - گورکن و ...
پرندگانی همچون کبک - کبک چیل - انواع بازشکاری و...
زیستگاه جنگلی منطقه کاولان و کوران، محل زیست سنجاب جنگلی و پستانداران فوق الذکر
زیستگاه پرنده حمایت شده میش مرغ در دو نقطه از شهرستان مهاباد (محل های تخم گذاری و جوجه آوری)
مناطق تپه ماهوری آزاد و باجه‌وند و قلقله در شمال شرق مهاباد
مناطق تپه ماهوری کانی‌سیب در بخش خلیفان (جنوب شهرستان مهاباد)
درختان کهنسال روستای توت آغاج
رویشگاه یک نوع خشخاش سیاه در ارتفاعات کوتر

غارهای مهم
غار آبی سهولان مسیر جاده مهاباد - بوکان
غار کانی‌رش مسیر جاده مهاباد - سردشت
غار آهکی برده بور روستای دهبکر
غار آبی رفته منطقه منگور
غار دریاس مسیرجاده مهاباد - ارومیه
غار قلعه شاه واقع در ارتفاعات قلعه شاه
غار کارگی منطقه منگور
غار شوران کهنه‌ده
غار برده گوران کانی شیخان
غار اشکوتان روستای نیلان
غار مام قوچاق در روستای آغبلاغ

حیات وحش
پرندگان وحشی

گونه‌های در معرض خطر انقراض
پلیكان خاكستری - گیلانشاخالدار - عقاب طلایی - شاهین - بحری - میش مرغ - اردک سر سفید

گونه‌های حمایت شده و حفاظت شده
پلیکان سفید - فلامینگو - درنا طناز - قوی فریادکش - حواصیل‌ها - لک لک - باکلان - اردک تاجدار- اردک مرمری - خروس کولی - پرستو - سار صورتی - انواع عقاب‌ها - قرقی‌ها - کرکس‌ها - بوف و جغدها - کورکورها - سنقرها و ...

گونه‌های غیرحمایت شده (عادی)
کبک - بلدرچین - تیهو - بلدرچین - باقرقره - کشیم‌ها - غازها - مرغابی‌ها - آنقوت - چنگر - کبوتر - گلاریول - انواع پاشلیک - چکاوک - سار - سهره - چنگرنوک‌سرخ - زاغی - انواع آبچلیک - خروس کولی و ...

گونه‌های زیانکار
انواع گنجشک - کلاغ سیاه وکلاغ ابلق و ....
پستانداران
گونه‌های حمایت و حفاظت شده
خروس قهوه ای

گونه‌های غیرحمایت شده
کل و بز وحشی - سمور - سنجاب - شنک - گرگ - شغال - روباه معمولی - گورکن - گراز - خرگوش

خزندگان
انواع لاک پشت ها - انواع مارها

آبزیان
ماهی کپور - فیتوفاک - اسپله - زرده - ماهی رودخانه‌ای و ..
شنبه 14 اسفند 1389 ارسال شده توسط: سپیده نظرات ()
 
تگ: تاریخچه مهاباد ،
        آثار باستانی مهاباد
مسجد جامع مهاباد



زیباترین و جالبترین اثر تاریخی به جای مانده از دوران صفوی در منطقه غرب و شمال غرب ایران مسجد جامع مهاباد یا مدرسه شاه سلیمان است كه اكنون در قلب شهر قرار دارد و خطبه های نماز جمعه در آن برگزار می شود ، این مسجد كه اساسا، به عنوان علوم دینی آن زمان در شهر مهاباد كه قدیمی ترین و متمركزترین شهر منطقه بوده به وجود آمده در زمان شاه سلیمان صفوی و فرمانروایی تنها سلطان و حكمران نیكوكار منطقه كردستان موكریان یعنی بوداق سلطان می باشد ، بوداق سلطان از نوادگان صارم بیگ و فرزند شیرخان می باشد .
این مسجد از قدیمی ترین مساجد شهرستان مهاباد است كه از حیث توازن در طرح طاق آن 18 گنبد خشتی و شبستانی با 18 ستون سنگی و حجره های پیرامون از زیباترین بنا های تاریخی استان به شمار می رود .مصالح به كار رفته در پی دیوارها ستون ها وكف شبستان از سنگ و بقیه قسمت ها از آجر می باشد.
همانگونه كه گفته شد این مسجد زیباترین و مهمترین مسجد و بنای دوره صفوی در غرب می باشد كه در سال 1089 هجری – قمری ساخت آن به پایان رسیده است ، مساحت كلی این مسجد با حجره های رو به حیاط و یك سردرورودی و یك حوضخانه در ضلع جنوبی 1259 متر مربع است .
این مسجد بین خیابان‌های حافظ و طالقانی شرقی داخل كوچه مسجد جامع قرار گرفته است.  مسجد به دستوربداق السلطان حاكم مهاباد ساخته شده و در زمان شاه سلیمان صفوی تكمیل گردید. مسجدجامع كه قدیمی‌ترین مسجد مهاباد است، از حیث توازن در طرح طاق آن، 18 گنبد خشتی و شبستانی با حدود 18 ستون سنگی و حجره‌های پیرامون، از زیباترین بناهای تاریخی استان به شمار می‌رود.مصالح به كار رفته در پی دیوارها، ستون‌ها و كف شبستان از سنگ است و بقیه قسمتها از آجر می‌باشد.  
شبستان زیبای آن كه مقدمه ای برشبستان مسجد وكیل شیرازی است دارای ده ستون سنگی نخودی رنگ است كه ارتفاع هر یك از آنها دو متر وشصت سانتی متر است و به صورتهای یك پارچه ودو پارچه قرار دارد . سقف سر ستونها مربع و طول هر ضلع هفتاد سانتی متر است و غیر از پایه های مسجد واین ستونها و كف حجره های بیرونی كه ازاین نوع سنگها پی ریزی شده اند بقیه بنا كلاً از آجر قرمز چهار گوش و ملات و گچ وشن و غیره است ، پشت بام اصلی مسجد را هیجده گنبد آجری نیم كره ای پوشانده كه سابقاً با ناودانهای سنگی محلی آبریز آن میسر شده بود . ستونها به شكل منشور هشت ضلع است . طول مسجد 37 متر و عرض آن35 متر است .
دوازده طاق برپایه ها استوار است دیواره های غربی و شرقی مجموعاً 12 طاق دارند كه هر دیواره مشتمل بر شش طاق است و دیواره های شمالی و جنوبی 6 طاق دارند كه هر دیواره مشتمل بر 3 طلق است .
دیولره های شرقی و غربی هر كدام دو پنجره بر قسمت فوقانی دارند كه به تناسب در قسمت دیگر از یك تا چهار پنجره متفاوت است . محراب آن در بخش شمالی قرار دارد ، كف بنا اخیراً با سنگ های تیشه ای مرمت گردیده است .

طبقه دوم آن كه بخشی جزئی را شامل می شود ویژه نمازگزاران زن است كه با بخش اصلی تفاوت كلی دارد ، صحن حیاط مشتمل بر حجره های متعدد است كه قرینه ورودی آنر ا حوضخانه ای زیبا تشكیل می داد متاسفانه بر اثر سهل انگاری گنبد و طاق این حوضخانه به كلی از بین رفته بود كه در دو سال اخیر مجدداً به همان فرم وشكل اولیه بازسازی گردیده است .
بخش های شرقی و غربی آن هر كدام دارای چهار اطاق حجره ای كه در قسمت شرقی به حجره های بخش های شمالی و جنوبی نیز هركدام دارای دو طاق و یك درب بزرگ است . فواصل طاق ها 3 متر است ، طول حیاط 19 و عرض آن 12 متر است .
در سال های اخیر با كشیده شدن خیابان در بخش شرقی خارج از مسجد گر چه حریم آن تا اندازه ای آزاد شد لیكن ارتفاع معین خیابان مذكور موجب گردیده كه سنگ های زیرین دیواره های بیرونی در زیر خاك مدفون شده و درنتیجه آب   باران به قسمت های آجری صدمه وارد آورد كه اگر سریعتر پیگیری نگردد به مرور شاهد تخریب بیشتر آن خواهیم بود .

 متن تنها یادگار مكتوب آن كه كتیبه سردر آن است به مضمون ذیل است :
 الحمدالله الذی وفقنی الاتمام هذه المدرسه الشریفه فی ایام دوله السلطان الا عدل شاه سلیمان الحسین الموسوی الصفوی بهادرخان خلدالله تعالی ملكه فی سنه 1089



غار سهولان


غار سهولان، دومین غار آبی کشور و از مهم ترین جاذبه های گردشگری شهرستان مهاباد بوده که در 43 کیلومتری این شهر واقع شده  است.
 این غار در منطقه ای بسیار خوش آب و هوا قرار دارد و در هر چهار فصل سال دیدنی و چشم نواز است و هر ساله هزاران گردشگر را به سمت خود می کشد. غار سهولان از عجایب گردشگری در غرب ایران بوده که در حدفاصل بین بوکان و مهاباد قرار دارد و بعد از غار علیصدر در همدان دومین غار آبی ایران به شمار می رود و علاوه بر اینکه دارای حوضچه بزرگ آبی است در گذشته های دور نیز محل سکونت انسان ها بوده است. شفافیت بیش از حد آب دریاچه زیرزمینی این غار به حدی است که در صورت وجود نور کافی می توان تا
10 متر را نیز مشاهده کرد و این شفافیت حاکی از این است که آب این قسمت از نوع اکسیدان بوده و به خاطر عدم نور کافی و سایر عوامل است که این بخش از غار به صورت یک اکوسیستم در نیامده  است. تنها موجودات زنده ای که در داخل غار سهولان زندگی می کنند یک نوع کبوتر چاهی از نوع بریتیش کلمبیا و یک نوع خفاش کوچک است. عمق دریاچه این غار حداقل 12 متر و حداکثر 25 متر بوده و ارتفاع آن از سطح دریا 178 متر است و اکسیژن کافی در این غار وجود دارد. تنها ژاک دمورگان جهانگرد مشهور فرانسوی بین سال های 1892 تا 1896 که در ایران مشغول نوشتن کتاب جغرافیای غرب ایران بوده غار را دیده و به کمک ساکنان روستا به وسیله کلک از راه آبی وارد غار شده و از راه خشکی بیرون آمده  است و پس از آن نیز در سال 1350 هجری شمسی یک هیئت غارنورد از دانشگاه آکسفورد با تجهیزات کاملی از غار دیدن کردند و درباره آن این طور نوشتند: «غار سهولان یکی از عجیب ترین غارهای آبی جهان به شمار می آید. سرانجام در سال 1370 هیئتی برای شناسایی از غار دیدن کرده و اقدامات اولیه را انجام دادند و در سال 1367 اقدام به بازگشایی مسیرهای ورودی کرده و سرانجام در سال 1379 توسط شهرداری مهاباد مورد استفاده موقت قرار گرفت و هنوز هم برای کشف مسیرهای دیگر غار باید تلاش کرد. این غار هم اکنون به وسیله شرکت گردشگری و تفریحی غار سهولان و شهرداری مهاباد اداره می شود و مردم بومی و محلی این منطقه معتقدند سال ها پیش این غار بکر و عاری از هر نوع دست  یازی انسان ها بوده  است. در زمینه قلعه بالای کوه باید گفت که اکنون دیوارهای سنگی قلعه موجود است و در کنار این قلعه سنگی آثار دیگری دال بر وجود قلعه ای دیگر وجود دارد که مصالح به کار رفته در آن از نوع خاک محلی است و کاملا از گل ساخته شده بود که اکنون به صورت یک تل باقی مانده  است و با توجه به موقعیت قلعه بالای کوه روزگاری که مراغه پایتخت ایلخانیان مغول بوده از نظر نظامی مورد توجه خاص حاکمان وقت بوده  است. علاوه بر غار سهولان، مهاباد دارای جاذبه های توریستی زیادی است که از جمله آنها می توان، جزیره فرح بخش اطراف دریاچه سد مهاباد، مقبره بداق سلطان بانی شهر مهاباد، مسجد سرخ و حمام لج در روستای لج را نام برد.

 

غار «سَهولان» در روستای «سهولان» ۴۲ کیلومتری شمال شرق مهاباد در استان آذربایجان غربی واقع شده‌است. ارتفاع سقف غار تا سطح دریاچه آن به ۵۰ متر می‌رسد و عمق آب در برخی جاها به ۳۰ متر می‌رسد. اختلاف دمای درون و بیرون غار بین ۱۰ الی ۱۵ درجه‌است.

سهولان به زبان کردی به معنی یخبندان است و مردم محلی غار را «کونه کوتر» یعنی لانه کبوتر نیز می‌نامند. دلیل این نامگذاری وجود تعداد زیادی لانه کبوتر درون غار است.

این غار در فهرست آثار طبیعی ملی ایران قرار دارد.مشخصات غار سهولان

  • ساختار زمین شناسی غار:آبی-خاکی-سنگ آهک
  • طول مسیر آبی کشف شده :۳۰۰ متر
  • طول مسیر خشکی کشف شده :۲۵۰ متر
  • مساحت کشف شد: حدود ۲ هکتار
  • مینانگین ژرفای آب: ۲۲ متر
  • بیشینه ژرفای آب: ۵۲ متر
  • میزان رطوبت : ٪۷۰ الی ٪۷۵
  • دمای درون غار: ۵ الی ۱۰ درجه‌ سانتیگراد
  • نوع رسوبات: آهکی
  • وسعت تالار اصلی: ۵۸ متر در ۴۲ متر
  • ارتفاع سقف غار: ۵۰ متر
  • موجودات داخل چاه: کبوتر و خفاش
  • جاذبه طبیعی: وجود قندیلهای آهکی به اشکال مختلف
  • دیرینگی آثار بدست آمده از غار: هزاره دوم قبل از میلاد
  • ارتفاع از سطح دریاهای آزاد: ۱۷۵۱متر
  • موقعیت جغرافیائی: ۴۶ درجه شرقی و ۳۶ درجه و ۴۱ دقیقه عرض شمالی
  • سال حفاظت: ۱۳۷۹ و بر اساس مصوبه ۱۶۹ شورای عالی حفاظت محیط زیست


مقبره بداق سلطان



مقبره بداق سلطان در جنوب غربی شهر مهاباد و داخل قبرستان عمومی شهر قرار گرفته است ، چون شهر مهاباد كلاً درمیان دره ای كه رشته كوههایی آن را احاطه كرده و رودخانه ای بنام رودخانه مهاباد كه از وسط شهر می گذرد قرار گرفته است ، لذا قبرستان مذكور كه آرامگاه بداق سلطان نیز در داخل آن قرار دارد در محلی

مقبره بداق سلطان:
مقبره بداق سلطان در جنوب غربی شهر مهاباد و داخل قبرستان عمومی شهر قرار گرفته است ، چون شهر مهاباد كلاً درمیان دره ای كه رشته كوههایی آن را احاطه كرده و رودخانه ای بنام رودخانه مهاباد كه از وسط شهر می گذرد قرار گرفته است ، لذا قبرستان مذكور كه آرامگاه بداق سلطان نیز در داخل آن قرار دارد در محلی مرتفع تر از شهر قرار گرفته است ، گویا در زمان خودش این محدوده بصورت خاص به قبور بزرگان اختصاص داشته و وجود چند سنگ قبر این نظریه را تایید می نماید . مقبره بداق سلطان در میان قبور اهالی شهر محصور گردیده و دارای گنبد ساده و كم حجمی می باشد كه آنرا از سایر قبرها متمایز می نماید . این مقبره متعلق به یكی از سرداران شاه عباس صفوی می باشد كه در مدت حكومت خود مهاباد ( ساوجبلاغ ) را به عنوان مقر حكمرانی خود انتخاب كرده و در عمران و آبادانی این منطقه كوشش بسیار نموده است كه از جمله كارهای او بستن سه بند بر روی رودخانه ساوجبلاغ و قنات داخل شهر و احداث كاروانسرا و حمام و مهم تر از همه ساختمان مسجد جامع مهاباد كه بنام مسجد سور ( سرخ ) معروف است . می باشد كه متاسفانه غیر از مسجد جامع ( سرخ ) بقیه آثار از بین رفته اند . مقبره بداق سلطان كه بنایی ساده و كوچك می باشد و بصورت منفرد داخل قبرستان عمومی شهر قرار گرفته دارای پلانی مستطیل با تورفتگی و بیرون آمدگی‌هایی می باشد و متشكل از دو بخش یكی ورودی و دیگری اطاق اصلی مقبره     می باشد كه بر روی هر كدام از این دو قسمت گنبدی ساده احداث نموده اند . ساختمان مقبره كه بر روی صفحه سنگی قرار گرفته فاقد  پی بندی اساسی و تماماً از آجر ساخته شده و بیشتر قسمتهای آن به علت گذشت زمان و عدم مراجعت كافی ریزش نموده كه تعمیراتی هم در آن بصورت موضعی به عمل آمده است . این بنا اخیراً به همت میراث فرهنگی استان تعمیر و بازسازی شده است كه بازدید از آن را خالی از لطف نمی كند .
بداق السلطان ( یکی از سرداران شاه عباس صفوی ) در سال 1012 هجری قمری در یکی از جنگ های شاه عباس در نزدیکی ایروان به قتل رسید ، اما وی را به خاطر خدمات عمرانی اش به مهاباد آوردند و در داخل قبرستان عمومی این شهر در جنوب غربی مهاباد دفن کردند.
مقبره بداق السلطان بنایی ساده و کوچک است که با تورفتگی و برون زدگی هایی به شکل مستطیل است .
مقبره از دو قسمت ، یکی ورودی و دیگری اطاق اصلی تشکیل شده که بر روی هر کدام گنبدی ساده قرار دارد.
قبر بداق السلطان داخل اطاق اصلی است . ساختمان مقبره که بر روی صفحه سنگی قرار گرفته ، فاقد پی بندی اساسی و تماما از آجر است که قسمتهای عمده آن بارها مرمت شده است.




فقره قا



در حدود 15 کیلومتری شمال مهاباد و در جنوب قریه اگریگاش اثر تاریخی و با عظمت فقره قا قرار دارد این اثر شمالی ترین مقبره دوران ماد است که دردامنه بخش جنوبی صخره ای که تقریبآ تنها بر دشت وسیع شهرویران مشرف بوده ، کنده شده است.این اثر با دو بخش تاریخی ‹برده کنته و ‹دریاس دقیقآ مثلثی را تشکیل می دهد که یک زاویه آن فقره قا است.

صخره از لایه های رسوبی آهکی تشکیل شده است در ارتفاع 5/3 متر از لب ایوان تا پایین ترین قسمت که به دامنه کوه می رسد و در قلب آن فقره قا با ابعاد 6×6 متر جای دارد.در داخل از دو قسمت با ارتفاع 50 سانتیمتر تشکیل شده است بخش شمالی آن متشکل از دو پله ورودی و دو ستون با ارتفاع 10/2 متر است که در منتهی الیه سمت غربی این بخش مقبره ای که سابقآ محل دفن جنازه بوده با ابعاد 4/1×65/2 متر و عمق یک متر در جانب شرقی و دو مقبره کوچکتر به ابعاد متساوی 40×90 سانتی متر و عمق یک متر وجود دارد.

ارتفاع این بخش از سقف با کف 10/2 متر است و بخش دوم آن با ارتفاع 60/2 متر پایین تر از بخش شمالی قرار دارد دارای دو ستون و دقیقآ رو به جنوب است.

گریشمن آن را مربوط به مقبره یک شاهزاده مانایی می داند.هر تسفلد معتقد است که مقبری مادی است.


برده کنته



مجموعه اثر برده کنته در هفت کیلومتری شمال شهر مهاباد بر سر راه این شهر به ارومیه قرار دارد برده کنته کلمه ای است متشکل از سه کلمه بردیه معنای سنگ و کن به معنای  حفره و گودال پسوند داشتن  که در مجموع معنای سنگ حفره دار را می دهد که طبیعتا" اسم با مسمائی نیست اگر چه و جه تسمیه" کاملا" عامیانه است حال چه نام دیگری در در طی دوران داشته فعلا" مجهول است و شاید اثار تاریخی  برده کنته اشاره ای به احترام سنگ در طول  تاریخ است این اثر  شامل چند قبر صخره ای و یک دخمه با دژ ورودی یکی به صورت عمودی  و دیگری  افقی و چند ردیف پلکان است با دقت در کنده کاری های کوه می توان گفت که این اثر کلا" به مراسم مذهبی اختصاص داشته و ارتفاع  صخره ای مقابل ان که اکنون جاده اسفالته مهاباد –ارومیه از وسط ان می گذرد و به نظر مسئولان عبادگاه بوده است در ارتفاع صخره نخست دو نوع مراسم مذهبی اجرا می شده که یکی از این دو در فضای ازاد و بر روی کوه و دیگری در ارتباط با دخمه کنده شده و در دل صخره بوده است. انچه از قرائن  بر می اید  محدوده" این اثر تاریخی بیش از حد  فعلی  بوده  که در اثر کشیدن جاده" اسفالته قسمتی از این اثر از بین رفته ولی بقایای حکاکی دیواره" غربی  در سمت چپ بریدگی  کوه  هنوز مشهود است .

عموما" تپه" مذکور مشرف بر دشت تاریخی و قدیمی (شهرویران) و در 5 کیلومتری  سمت راست قریه" باستانی (دریاس ) و مستقیما" بر مقبره" مادی فقرقا(505-807 ق م ) می نگرد در منتهی الیه سمت شرقی اثر کانال ابیاری رودخانه مهاباد (جانداران) جاری است نمای عمومی این اثر و انچه از ظواهر امر بر می اید به احتمال  نشانگر عبادتگاه(قربانگاه) مشابه با زیگورات بوده که  شمال پله های سنگی خشن می باشد و هیچ گونه ظرافتی مشابه انچه که در تخت جمشید یا شوش دیده می شود و جود ندارد و این می رساند که اثر قبل از دوره هخامنشی و شاید قبل از دوره ماد  و به احتمال به حکومت مانا در هزاره اول قبل از میلاد برسد ارتفاع پله به هیچ وجه یکسان نیست مقدار تقریبی 58 پله محاط  بر سه جهت تپه مذکور است که به احتمالا" تپه محل دفن جنازه باشد  در قسمت جنوبی تپه  مشرف بر قریه" یوسف کند سوراخی به ارتفاع 75 سانتی متر و عرض50 سانتی متر تعبیه شده که انتهای ان در محل تپه به اطاقک مانندی میرسد که ظاهرا" بن بستی بیش نیست در دیواره جنوبی که به صورت کانالی به داخل تپه و به اطاقک مذکور میرسد ممکن است کانال ابیاری در گذشته باشد چه محل عمومی این تپه طوری قرار  گرفته که به راحتی می تواند اب قریه (روستای کهریزه) که اندکی دورتر از قسمت جنوب غربی اثر می باشد شواهد قسمت  غربی  جاده نمایانگر این تفکر است.

در قسمت شرق کانال اب و در امتداد برده کنته یک ردیف سنگهای منظم تا قلب اب کشیده شده که در قسمت عمق رودخانه با زاویه ای منفرجه به مسیر مصلای رود ادامه دارد  و در فاصله" ده متری به موازات این جاده " سنگی بقایای جاده سنگی دیگری که به مراتب  کم ارزشتر از قسمت نخست یاد شده می باشد وجود دارد .

احتمالا" این دو ردیف  بقایای دیواره های قلعه یا حفاظ شهری بوده بعید نمی نماید که بقایای سدی قدیمی باشد که در دوران مانایی احداث شده باشد چون این دو ردیف دقیقا" در عرض رودخانه ایجاد شده است این احتمال را نیز می توان داد که این سنگها دیواره های یک سد انحرافی باشد که بدان وسیله بالا اوردن اب رودخانه را تا مداخل اصلی  برده کنته فراهم نموده باشد و بعد از گذشتن از زیر تپه اصلی به وسیله کانالهایی انرا به جلگه پر  برکت شهرویران منتقل کرده باشند

شنبه 14 اسفند 1389 ارسال شده توسط: سپیده نظرات ()
 
تگ: آثار باستانی مهاباد ،
        مشاهیر مهاباد

شنبه 14 اسفند 1389 ارسال شده توسط: سپیده نظرات ()
 
تگ: مشاهیر مهاباد ،
        سد مهاباد

 دریاچه سد مهاباد


سد مهاباد یکی از زیباترین سدها در جنوب استان آذربایجان غربی است.
ین سد توسط یکی از مهندسین کشور یوگسلاوی چند سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بنا شده است و جزء ده سد پر آب کشور محسوب می شود.



سد مهاباد در فاصله بسیار نزدیکی به شهر قرار دارد و همین امر زیبایی و جلوه خاصی را به شهر بخشیده است. در فصلهای بهار و تابستان و همچنین در فصل پاییز اگر هوا مناسب باشد ماهیگیران به ماهیگیری می پردازند و از لحاظ اقتصادی به ویژه در بخش کشاورزی کمک قابل توجهی به مردم منطقه می نماید.
هر سال در فصلهای بهار و تابستان مسافران زیادی برای دیدن این سد زیبا به شهرستان مهاباد سفر می کنند.
با ریزش های مستقیم بر روی دریاچه و جریانات سطحی اطراف آن در حالت کلی مجموع حجم کل ورودی سالیانه دریاچه سد معادل 304/339 میلیون متر مکعب است که میزان آب داخل آن در فصول مختلف سال متفاوت است.

جاده‌های ارتباطی مهاباد به سردشت و پیرانشهر از كنار این دریاچه زیبا عبور می كند. از نواحی دیدنی اطراف این دریاچه می‌توان به جزیره، قاضی آباد، سر میدان و تاقه دار (تك درخت) اشاره كرد. این دریاچه محل مناسبی برای تفریحاتی همچون شنا و ماهیگیری می باشد. از جمله ماهی های این دریاچه می‌توان به ماهی كپور و سوف    

     


شنبه 14 اسفند 1389 ارسال شده توسط: سپیده نظرات ()
 
تگ: سد مهاباد ،
        بازار تاناكورا
در گوشه و کنار شهرهای غرب کشور، بازارهای مختلف با نام مشترک تاناکورا وجود دارد که هرکدام ویژگی های خاص خود را دارد. وجه مشترک همه آنها، قاچاق بودن اجناس و به طبع آن قیمت پایین است که باعث گردیده خیل عظیمی از مسافران صرفا برای خرید از این بازارها که بیشتر اجناس دست دوم خارجی را به فروش می رسانند به این مناطق مسافرت کنند.


یکی از بازارهای بزرگ و معروف تاناکورا در غرب کشور در شهر مهاباد واقع شده است. بازاری جالب و دیدنی که علاوه بر اجناس داخل آن که بسیار متنوع و فراوان، دیوارها و سقف حصیری آن نیز دیدنی است. بازاری بزرگ که تقریبا هر چیزی در آن یافت می شود. اما شاید به صرفه ترین خریدهادر این بازار لباس، کیف و کفش و عروسک باشد.


برای خریداجناس نو خارجی؛ دستگاه های الکترونیکی و... بازار بزرگ اجناس خارجی در این شهر وجود دارد که از شهر های اطراف نیز برای خرید به آن مراجعه می شود و تنوع محصول و ارزان بودن اجناس در آن قابل توجه می باشد. علاوه بر مهاباد، بازارهای مشابه دیگری در شهرهای اطراف مانند ارومیه، اشنویه و پیرانشهر وجود دارد که دیدن آنها نیز خالی از لطف نیست.


در میان شهرهای این بازارها، بازار پیرانشهر به دلیل نزدیک تر بودن این شهر به مرز و کمتر بودن خریدار، به نسبت مهاباد، دارای قیمت های مناسب تری می باشد. البته باید توجه داشت که انتقال بسیاری از اجناس از این بازار مرزی به داخل کشور ممنوع بوده و قاچاق محسوب میشود. گرچه ماموران برای کسانی که بصورت تکی و به عنوان سوقات اجناسی را از بازار خریداری کرده اند و به شهر خود برمی گردند؛ مشکل چندانی ایجاد نمی کنند.



شنبه 14 اسفند 1389 ارسال شده توسط: سپیده نظرات ()
 
تگ: بازار تاناكورا ،
        اسامی نام های کردی
اسامی نامهای کردی

بوران/ بوران / توفان / عمومی
په ژاره / پژاره / نگرانی / عمومی
په ژماره / پژماره / فکر و خیال . تنها در کردی ایلامی کاربرد دارد. / عمومی
په شیو / پشیو / افسرده / عمومی
بیگه رد/ بگرد / بی عیب / عمومی
ئاوات/ آوات/ آرزو/ عمومی
ئارارات/ آرارات/ نام کوهی در کردستان ترکیه/ پسر
ئاران/ آران/ قشلاق/ پسر
ئاراس/ آراس/ رود ارس/ پسر
ئارمین/ آرمین/ نام پسر کیقباد منسوب به آرام/ پسر
ئاریان/ آریان/ آریایی/ پسر
ئاکام/ آکام/ انجام/ پسر
ئاکوو/ آکو/ کوه بزرگ. قله ی کوه/ پسر
ئاگرین/ آگرین/ آتشین. کنایه از آدم شجاع/ پسر
ئامیار/ آمیار/ یار و یاور. در کردی ایلامی هاویار گفته می شود./ پسر
ئه ر ده لان/ اردلان/ نام قدیمی کردستان/ پسر
باشوان/ باشوان/ نام کوهی در بانه/ پسر
بریا/ بریا / کاشکی / پسر
به رزان / برزان / بلندی / پسر
به رکاو/ برکاو / دامنه ی کوه / پسر
به یان / بیان / سپیده دم. بامداد / پسر
پاکو / پاک / دسته گیاه بسته نشده / پسر
پشکو / پشک / اخگر/ پسر
پیشه وا / پیشوا / رهبر/ پسر
به فراو/ بفراو / آب برف ذوب شده . کنایه از زلالی و پاکی/ دختر
به فرین/ بفرین / برفی. کنایه از سفیدی و پاکی/ دختر
بووژان/ بوژان / بالیدن و نمو کردن. نام روستایی در ایلام/ دختر
باوان/ باوان/ خانه ی پدری/ دختر
ئارینا/ آرینا/ آریایی نژاد/ دختر
ئه سرین/ منسوب به اشک/ دختر
ئالان/ آلان/ منطقه ای در کردستان/ دختر
ئایرین/ آیرین/ آتشین/ دختر
ئه وین/ اوین/ عشق/ دختر
ئاساره/ آساره/ ستاره/ تنها درکردی ایلامی رواج دارد./ دختر
ئاسکول/ آسکل/ بچه آهو. در کردی ایلامی بدان آسک می گویند./ دختر
ئاسمین/ آسمین/ یاسمن/ دختر
ئاسو/ آس/ افق. در کردی ایلامی به صورت ئاسوو( آسو) کاربرد دارد./ عمومی
بیخه وش/ بیخوش / ناب و خالص . کردی باشووری/ دختر
بیری / بیری/ شیردوش / دختر
به ناز / بناز / نازنین / دختر
به یانه / بیانه / میوه ی به / دختر
په پرووک / پپروک / شکوفه. تنها در کردی ایلامی رواج دارد./ دختر
په رژان/ پرژان / کار / دختر
په ره نگ / پرنگ / گوشواره / دختر
ئابا: پدران/اجداد
ئابتین: نام پدر فریدون
ئابرا: برادر بزرگ
ئابیستا: ئه ویستا/کتاب اسمانی زرتشت
ئاپولو: خدای هنر در ایران باستان
ئاتبین: نام پدر فریدون
ئاترو: اتشین
ئاتروپات: نام سرداری در زمان حمله اسکندر
ئاتروسا: مانند اتش
ئاتلیا: نام یکی از شهرهای ماد باستان
ئاتور: اتش
ئاتوربان: اتشبان
ئاتوسا: نام یکی از شاهزادگان کرد ماتیانی در سال ٧١۶ قبل از میلاد
ئاتوی: نام یکی از سرداران ماد
ئاته ر: اتش
ئادان: زمین حاصلخیز
ئادو: خدای باد در ایران باستان
ئاده م: انسان خوب
ئارا: ارایش
ئاراد: نام فرشته ای است در کیش زرتشت
ئارارات: کوهی از سلسله جبال زاگرس
ئاراز: اشک چشم/یکی از سرداران کرد زعفرانلو/رودخانه ای بین شوروی و ایران
ئارازیاش: نام شهری باستانی
ئاراس : ئاراز
ئاراسپاس: از بزرگان ماد و نگهبان معبد پانته آ
ئاراسته: ارایش شده چیزی را به کسی متوجه کردن
ئاراسته: زیبا
ئارام: ارام/ارامش
ئارامیش: ابریشم
ئاران: دشت وسیع/منطقه ای در اذربایجان شوروی/نام منطقه ای باستانی
ئارباس: کورد/لقبی است که یونانیان به کیقباد دادند
ئارباکو: از سرداران ماد
ئارخه یان: مطمئن اسوده
ئاردا: نام فرشتهای در ایین زرتشت
ئاردو: از اسامی باستانی ایرانیان
ئاردهلان: نام سابق ولایت کردستان
ئارده و: په پوله
ئارزو: ارزو
ئارش: پسر اروین از شاهزادگان کیانی/ارش کمانگیر معروف/معنا
ئارشام: ارشام از بزرگان ماد
ئارشو: نام یکی از سرداران ماد
ئارشین: پهلوان باستانی
ئارمان: هدف ارمان
ئارمین: نام پسر کیقباد/ارام گرفتن
ئارمینا: ئارمین
ئارنا: اریایی نژاد
ئاروا: فرشته ای از ایین زرتشت
ئاروان: زاد سفر/توشه/اذوقه
ئاروین: ازمون/تجربه از شاهزادگان کیان
ئاره به با: نام کوهی معروف در بانه
ئاره ز و : ارزو
ئاریا: اقوام سفید پوست
ئاریارات: نام پادشاه باستانی
ئاریاس: نام یکی از فر مانروایان ماد
ئاریام: ایرانی اریا
ئاریان: اریایی ها/نام روستایی
ئاریو برزین: سردار دلیر کرد که در برابر یورش اسکندر مدتها پایداری کرد
ئاریتما: نام یکی از سرداران ماد
ئاریز: کوهی است در اطراف سنندج/نام گلی
ئارین: نژاد هند و ارو پایی
ئارینا: نژاد اریای ایران بزرگ
ئازا: نترس
ئازاد: وارسته
ئازاده: اصیل /وارسته
ئازادان: نام یکی از بزرگان دوره ساسانی
ئازر: نام قدیمی کوهستان ساسون در ترکیه
ئازرم: حیا / شرم
ئازور: کوهی در اطراف در یاچه وان ترکیه که اکنون ساسون نام دارد
ئازیتا: دختر پادشاه ماد/مادر کورش
ئازین: زینت
ئاژال: سبزه/ گیاه
ئاژه نگ: نام درختی
ئاژین: ریز/روان ساختن
ئاسا: ساده / معمولی/مانند
ئاسالان: بهاران
ئاسایش: راحتی
ئاسک: اهو/اسکه
ئاسکول: غزال
ئاسکه: اهو
ئاسکی: اهو
ئاسو: افق
بابان: خاندان/یکی از خاندان معروف
بابونه: گیاهی بهاری با بوی خوش
بابه ت: روا/شایسته/متناسب
بابه ک: نژاد/تیره
با به ک: امین/استوار
بابه کان: لقب اردشیر پاپکان بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی
با تینوک: گل سرخ
با جیلان: باژ یلان/عشیر ه از کردها
باخان: با غها
بارام: ستاره مریخ/یکی ز شاهان ماد
بارزان: ایل / منطقه ای از کردستان
بارمان: نام پهلوانی تورانی
با ریسان: قبیله ای از کردهای کو هستان
بازان: به زرتشتی که مسلمان شده گفته می شود
بازوه ر: پر نده ای است
بازیار: بازپرس/باز دارنده
بازیان: نام محلی در کر دستان
باژ یلان: باجیلان/نام قبیله ای از کردها
با ستینک: غنچه گل تازه شکفته
با سکار: قدرتمند
با شوان: نام کوهی در بانه
با شار: مقاومت
با لا به رز: بلند قد
با له وان: نو عی پرنده شکاری
بامشاد: یکی از نوادگان در بار ساسانی
باوه ر: مرز بین دو مزرعه/جویبار مو قتی
با وه ند: اصیل
با وین: یکی از قبایل کرد
باهور: باد سخت
برزو: دلیر
بر وا: باور/تصدیق
بروسکه: جرقه
بریقه: شوق
بر یوان: نام یکی از قبایل کرد خراسان
بز وین: محرک
بژ وار: سر سبز
بژ ول: مژده/مژدگانی
بژ وین: سر سبز/سبزه زار
بژیو: قوت / روزی
بنتا: نو نهال
بنو شه: بنفشه
بوار: محل عبور در رود خانه
بوبان: نام منطقه ای در کردستان
بوروا: باور /تصدیق
بوژان: رشد کردن
بو ژانه: گل خوشرنگ که بوی خوشی ندارد
بو نخوش: خو شبو
به هار: عروس
به بیونه: با بونه
به تاو: روان / سریع
به تین: با قدرت/نیرومند
به خته ور: خوشبخت
به ختیار: صاحب اقبال
به خشا: بخشنده
به خشین: بخشیدن
به رام: خوشبو
به رامه: خوشبو
بر وا: یقین/ایمان/ باور
به رتاو: افتاب
به ردل: محبوب/عزیز/صبحانه
به ر زان: بلندیها/نام قبیله ای در کردستان
به رزاو: ابشار/مد دریا
به رزو: شکوه و عظمت
به رزه ک: سکو/جای بلند
به رزین: منبر/نام یکی از رهبران
به رکو: تو شه و زاد/نقطه مقابل پاشکو
به روار: کوهستانی در منطقه کردستان
به رهه م : میوه/ثمر
به ریز: ارجمند
به ژوار: نوعی درخت سخت
به ستام: نام دهی در کردستان
به ستو ره: جویبار
به سوز: شاد/خوشحال
به فران: پاک /سفید مانند برف
به فراو: جویی که از ذوب شدن برف درست شده
به فرین: پر برف/برف مانند
به فه ر: مبارک/برف
به لار: طناز
به لین: قول /وعده
به نا: گیاهی خوردنی
به ناز: نازه نین/طناز
به ناو: معروف/مشهور
به نه وش: گل بنفشه
به هار: بهار
به هرام: ستاره مریخ/یکی از شاهان ساسانی
به هرک: دریاچه
به هارات: گیاهی خوشبو
به همه ن: از اسامی باستانی/فرشته ای در ایین زرتشت
به هه شت: فردوس
به هیز: قوی / پر توان
به یان: سپیده دم
به یبوون: نام گلی
به ینه ت: وفا/عهد
بی تا: بی همتا/نمونه
بیتاوان: بیگناه
بیژه ن: نام پهلوانی معروف/ترانه خوان
بیساران: نام روستایی در کردستان
بیستون: کوهی معروف در کرمانشاه که از آثار جهانی ایران می باشد
بیسو: بی گمان
بیشو: بی اندا زه
بیکه س: تنها/بی کس
بیهزاد: از نژاد خوب
پارسا: پرهیزکار
پاکدل: پرهیزگار
پاکرو: خوش رفتار
پا کناو: خوش نام/مورد احترام
پا کیزان: پاکیزه ها
پر بار: پر میوه/ پر ثمر
پر دل: با جرات
پر سا: جویا/سایل
پر شنگ: اشعه خورشید/پرتو
پرو سکه: جرقه
پژال: جوانه نازک
پژان: پخش کننده
پشتیار: حامی
پوشین: سر زمینی که پر از گیاه خشک باشد
پویا: دونده/رونده
پویان: پوییدن
پوین: مرغ کاکل دار
پویه: تاج سر هد هد
په پوک: بی نوا
په پوله: پروانه
په ردیس: بهشت
په ردیکا: نامی در ماد باستان
په رژان: فراغت/مشغولیت
په رژین: پر چین/مرزی که با گل و گیاه درست کنند
په ر وین: ثریا
په روا: نترس/پروا
په روان: نام شهری
په روانه: پروانه
په رویز: نام شاه ساسانی
په ره نگ: فروغ/گوشواره
په ری: فرشته
پریسا: مانند پری/پری مانند
پریشاد: پریشاد
په ریناز: زیبا مانند پری
په شوک: اشفتگی/پریشان
په یمان: از ته دل گریه کردن یا خندیدن
پژمان
پیشرو: جلو دار
په یام: خبر /پیغام
پیروت: مرشد
پیشکه و: مترقی
پیشه وا: امام/رهبر
تابان: تابنده
تافگه:ابشار
تارا: پارچه نازک سر عروس
تاسا: ارزو مند
تا لا: بخت و اقبال
تامان: دیواری از جو انه تنیده شده
تاویار: اتشبان
توانا: قادر/توانا
تروسکه: جرقه
تریفه: شعله/تابش ماه
تریشه: تابش ماه
تلیا: اسوده
ته نها: تنها/تک/یگانه
توانا: توانا/ قدرتمند
توتیا: تر بیت شده/دست اموز
توران: دام بان
توروس: نام کوهی در کردستان ترکیه
توشه: زاد سفر/توشه سفر
ته رانه: اواز
ته رسا: معشو قه معروف شیخ صنعا
ته بار: دودمان
ته رو: درختی جنگلی
ته نا: اسوده
ته ما: امید/منتظر
ته ناز: نازنین/با کرشمه
ته وا: امید
ته وار: شا ه باز
ته وال: پرنده
تیبا: اهو
تیرداد:از سرداران دوره ماد و اشکانی
تیراو: سیراب:شاداب
تیروژ: افتاب
تیناب: رویا
تینا: گل
تیما: جلگه دشت
تیشک: ذرات نور خورشید
جمشید: از اسامی باستان اقوام ایرانی
جوان: زیبا:خوشکل
چالاک: چابک
چا و گش: چشم روشن
چاوکال : چشمی که مایل به ابی باشد
چاویار: ناظر/نگهبان
چر کو: جنگل انبوه/کوه جنگلی
چرو: جوانه درخت/شکوفه برگ
چریکه: صدای خوش/صدای رسا
چنار: درختی است جنگلی
چه له: زیبا
چنوور: نام گلی
چه مه ن: سبزه زار
چیا: کو هستان
چیاکو: کوهی کوچک
خاکسار: فروتن
خه شایار: فرمانروا
خورشید: افتاب
خوسره و: نام پادشاهی
خوشناو: سخا وتمند
خو گر: انیس
خونچه: غنچه
خه بات: مبارز/کوشا
خه را مان: با ناز رفتن
خه رمانه: هاله ماه
خه زال: تند وتیز
خه زه ل: برگ خزان
خه یال: وهم/خیال
خا تون: خانم
خسرو: نام پادشاه ایران
دادا: خواهر
دارا: ثروتمند
داوه ر: داور / قاضی
داژ یار: رزق و روزی
دایان: ماما
دریا: دریا/زیرک
دژار: قلعه
دلارا: معشوق/دلارا
دلارام: دلارام/اسوده
دلاوا: بخشنده
دیمن: دشت /صحرا
دیلان: نوعی رقص کری
دلبهر: دلبر
دل پاک: یکرنگ
دلخوش: دل خوش
دلدار: عاشق/شجاع / زنده دل
دلزار: دلزار
دلروبا: دلربا
دلشاد: خوشحال
دلکه ش: دلکش
دلگیر: محبوب
دلنیا: اطمینان
دلنه واز: دلنواز
دلوفان: مهربان
دله ناز: دلناز
دلیر: شجاع
دورنا: نام پرنده ای بسیار زیبا
دمان: کشتزار
دلان: صاحب دل
ده ریا: بحر
ده لیا: دریا
دیاری: هدیه
دیانا: معبدی که خرابه های ان هنوز در شهر کرد نشین کنگاور کرمانشاهان مو جود است
دینا: پسندیده
دیوا: تارا
رابین: مشاور/معتمد
رازیار: راز دار
رازان: گفته ها/اسرار
رازاو: اراسته
رازاوه: اراسته
رازیان: نام دهی در کردستان ایران وعراق
رازین: رازان
راژانه: رازیانه
راسپر: سفارش کننده
راشین: تو شه
راگر: راه گیر
رامان: متفکر
راماو: متفکر
رامتین: نام سازنده
راویار: شکارچی
رامیار: سیاس/سیاست مدار
رامین: معشوقه ویس
راهی: نجات ازاد
راهین: اموزنده اموزگار
روبار: رودبار
رزگار: رهایی/نجات
رزمان: جنگجو
روبه خال: رویه خال
روپاک: رو پاک
روخسار: سیما/رو
روزان: ایام/دوران
روزگار: زمانه
روژ بهار: روز بهاری
روژان: روزها
روژین: روزان/زیبارو مانند روز
روسا: روسا از اسامی باستانی که در کتیبه داریوش بزرگ در بیستون امده است
روسته م: قهرمان و پهلوان نامدار
رو شنه نگ: زیبا رو
روکسانا: زیبا رو
رو گه ش: خندان/بسیم
رو مه ت: رخ گو نه
رو ناک: در خشان
رو نیاس: نام گیاهی
روومه ت: صورت
روژ ینه: روژین
روژینا: مانند روز
روزیتا: نام گلی سرخ رنگ مشهور در فرانسه
روژیار: خور شید /افتاب
رهبه ر: فر مانروا
ره زین: نمکین/دهی در کردستان ایران
ره گه ز: نژاد
ریباز: رهگذر
ریبان: ره بان
ریبوار: رهگدز
ریبه ر: باخچه
ریبین: راهنما/راه شناس
ریتا: شبروی
ریحانه: نوهی سبزی خوش بو/ریحون
ریزان: راه دان/دانشمند
ریز ین: ریزان
ریژان: باریدن تند باران
ریژاو: ابشار/نام ییلاقی در قصر شیرین
ریژه ن: برکت
رینما: راهنما
ریسا: عرف / عادت
ریده ر: رخصت/مفت
رهءف: مهربان
زارین: نام کوهی در غرب ایران
زاموا: منطقه ای کشف شده و باستانی در سردشت
زانا: دانا
زانیار: عالم
زونا: گیاهی با گل سیاه رنگ
زردشت: پیامبر اقوام ایرانی که در سواحل دریای ارومیه ساکن بودند
زرو: گیاه برگ زبر
زریا: دریا
زریان: باد جنوب
زریبار: نام دریاچه ای در مریوان
زریوان: دریا بان
زمناکو: کوهی در اطراف حلبچه
زورار: جریان تند اب/پر اب
زوران: نوعی کشتی باستانی کردی
زه به ر: بهره
زه واره: نام برادر رستم دستان
زیبا: قشنگ
زیره ک: دانا/هوشیار/ نام خواننده بزرگ کرد
زین: معشوقه مه م
ژیوار: کنار /حاشیه
ژاله: نام گلی
ژالان: گل ژاله
ژوان: میعاد گاه
ژاوه رو: نام منطقه ای در کردستان
ژیار: تمدن فرهنگ
ژیان: زندگی کردن/نام روزنامه دیگر پیره مرد
ژیلا: اسم دختر
ژیلوان: نام پسر کرد
ژین: حیات / زندگی
ژیلا: اسم دختران
ژیله مو: باقی مانده اتش در خاکستر
ژینا: زندگی
ژیوار: اسم کوه و منطقه ای در اورامانات
ژینه ر: راژیان
ژیر: دان
سابان: نشانه/شناخت راه
ساتا: نام یکی از سرداران ماد
ساران: سران/امرا
سارم: نامی برای مردان
سارمه: گل زرد در پاییز و بهار
سارو: سردار کرد در دوران شاه اسماعیلنام پرنده ای است
ساریسا: نام شهری باستانی
ساسان: بنیانگذار سلسله ساسانیان
ساسون: نام امارتی کردنشین در بتلیس/اسم کوهی در ترکیه
ساکو: ساده/یکسان
ساکار: ساده /بی ریا
ساکا: یکی از قباد
سه فین: کشتی
ساگار: یکی از طوایف کرد سوبار
سالار: سالار بن ماملان از امرای کرد/پیشرو
سامان: دارایی/پاک و صاف
سا مره ند: نام کوهی در مهاباد
سامه: پیمان
سا مینه: اسم قبیله ای از اکراد بود
سانا: اسان/ سهل
سا نیار: نام قبیله ای از اکراد
ساوا: نوزاد /بچه کوچک
سپیده: سفید/سپیده
ستیره: ستاره
سه ردار: فرمانده
سرمه: گردنبند طلا وجواهر
سروش: نوا/اهنگ سرود
سروه: نسیم/زمزمه
سره وان: ارامش
سریوه: سرود/نسیم
سکالا: شکایت
سمکو: رییس ایل شکاک/اسماعیل اقای سمکو
سنور: مرز/سرحد
سه نو بر: درخت سنوبر
سوسه ن: سوسن
سودابه: همسر کیکاووس
سوران: لهجه ای از زبان کردی
سورمه: سورمه چشم/نامی دخترانه
سوزه: باد خنک
سوسه ن: نام گلی است
سو شیا ن: موعد دین زرتشت
سو لاف: ابشار
سولان: نام گلی
سوما: روشنایی
سو هه یل: نام ستاره ای
سو یند: قسم/سو گند
سه ر به رز: سر بلند
سه تیا: دنیا/ روزگار
سه ر به رز: محترم/با افتخار
سه ر به ست: ازاد /وارسته
سه ر په ل: فرمانده
سه ر چل: شاخه نازک
سه ردار: بزرگ
سه ر ده م: هنگام/لحظه
سه ر سه و ز: خوش ا ب و هوا
سه ر کاو: فرمانده /قله کوه
سه ر که وت: پیر و ز/ مو فق
سه ر گول: بهترین از هر چیزی/ سر سبد
سه ر مه ست: شاد/سرخوش
سه رو: سرو نو عی درخت
سه روک: رهبر
سه روناز: سرو ناز
سه روه ش: شاد مان
سه روین: رو سری/سر پوش زنانه
سه مه ن: گل یاس/بت
سه مه ند: اسب زرد رنگ
سه ناز: بندر خوش اب و. هوا
سه وین: روسری
سه هند: نام کوهی در اذر بایجان
سه یران: سیران/ پیکنیک
سه یفان: شکارچی
سی وان: نام کوهی
سیا مه ک: نام یکی از بزرگان
سیا مه ند: سیا مند
سیبار: نام قلعه ای
سیروان: نام دهی در کردستان
سیمین: زرین
سینا: نامی برای مردان
سیما: رخسار
سعادت: خوشبختی
سعید: خوشبخت
سمیرا: ساه رخسار
شاباز: باز شکاری
شا په ر: پر بزرگ پرندگان
شا خه وان: کو هنورد
شادی: خوشی
شا د مان: خوشحال/برادر شیرویه
شارو: بکر/دست نخورده
شاکو: شاهو/کوه بزرگ
شا مار: قهر مان
شانا: باد ملایم
شا ناز: ناز دار/ اهنگی در مو سیقی دوران ساسانیان
شانی : با ناز راه رفتن
شاهروخ: نام یکی از شاهزادگان کرد
شاهوار: نیرومند
شاهین: عقاب
شایان: لایق /شایسته
شایسته: نیکو
شکو فه: شکوفه
شلیر: لاله سرنگون/ دره ای در کردستان سردشت
شنو: نام شهری
شوان: رم یار/ چوپان
شورش: انقلابی/قیام
شوران: تنو مند
شوره بی: بید مجنون
شه پو ل: موج دریا
شه راره: گرمای سوزان
شه رمین: با شرم و حیا
شه ر وین: نام کوهی در کردستان
شه کره: نوعی گیاه
شه مال: بادی است که از شمال می وزد
شه مامه: دستنبو
شه نگه: زیبا
شه و با: نسیم شب
شه وین: پریشان/اشفته
شه و بو: گل شب بو
شه و که ت: بزرگوار
شه و مه: مهتاب
شه و نه م: شبنم
شه هرام: مرد متین
شه هریار: شهریار
شه هریبان: شهر یار
شه هلا: افسونگر
شه یدا: عاشق
شیاکو: نام کوهی اغست در اطراف گیلان غرب
شیر دل: نام یکی از سرداران کرد ایوبی
شیر کو: نام کوهی
شیبا: باد خنک
شیر زاد: از خا ندان کرد
شیرین: معشوقه لیلی/مطبوع
شیلان: نسترن کوهی
شیما: اسم زیبا برای دختران
شینا: توانا /قدرتمند
شیوا: ابی رنگ//سبزه زار/رسا
شیواو: گرفته/نگران
شهین: نام پرنده ای
شه سوار: نام سرداری
فردین: دارنده ایین زرتشت
فرشاد: فرشاد
فرمسک: اشک
فروهر: روح /جاویدان
فریا: به کمک رسیدن
فریدون: قهرمان با ستانی اقوام ایرانی
فر مسک: اشک
فریشته: پری
فریناز: پر یناز
فه رامرز: نام پسر رستم
فه را نه ک: نام مادر فریدون
فه ر زاد: فرزاد
فه ر زا نه: فه رزان
فه ر زین: وزیر درباری شطرنج
فه ر شید: فرشید
فه رهاد: فر هاد قهرمان شیرین و فر هاد
فه ریبا: فریبنده
فه ریبو ر ز: نامی برای پسران
فه ریکه: سبزه نرسیده
فیان: شرم اور
فه هیمه: عاقل
فریبو ر ز: نام سرداری
قا ره مان: قهرمان
قاسپه: اواز کبک
قومری: نام پرنده ای است
قه ند یل: نام کوهی/لوستر
کا بان: کد بانو
کا را کو: نام ایالتی ار قوم ماد
کار دوخ: نامی برای قوم کرد
کا رزان: دانا/عاقل
کاروان: کا ر وان
کا ر و س: گیاهی خو شبو
کاله: نو ر س
کا مران: خو شبخت
کا مره وا: کا میاب
کا میاب: کا مروا
کا میار: ارزو مند
کانی: چشمه
کاوه: کاوه منسوب به کاوه اهنگر
کا وان: انقلاب بزرگ /سخره سنگی
کا ویار: کو هنورد/نگهبان کوه
کریشه: نوعی پارچه
کلارا: نام کوهی در اطراف پنجوین عراق
کو چه ر: مهاجر
کوردستان: نام سرزمینی ایرانی که شامل ترکیه و عراق می باشد
کوردو: نام باستانی در باره کردها
کورده: خطاب به یک کرد
کوسار: کوهستان
کو یار: همراه سفر در کوه
که ژال: زیبا/زیبا روی
که ژان: کوهها
که ژو: سفید پوست
که ژین: ابریشم
که وی: کوه برفی
که و یار: حامی و نگهبان
که هیا: کد خدا
که یا نوش: کیانوش
کیا: پادشاه با قدرت
کی وار: گیاه خاردار
که یوان: ستاره زحل
کیو سان: کو هستان
کیو مه رز: لقب ارش پهلوان نامدار
کیو مه رس: نام نخستین پادشاه پیشدادی ایرانی کرد
گزینگ: اخرین و اولین زرده افتاب/نام اتشکده بزرگ کردها
گزیزه: نوعی گل
گلاله: طرح /نقشه
گلیار: گل انار
گو وه ند: شادی /عروسی
گو ده رز: نام یکی از فرزندان کاوه اهنگر
گوران: نام یکی از طوایف کرد
گولاله: نام گلی
گولارا: گل ارا
گو لان: گلها/نخستین ماه بهاری در کردی
گو لباخ: گل باغچه
گو لبه هار: گل بهار
گو لچه ن: گل انار
گو لپه ر: گل پر
لاوین: قبیله ای از کردها/نوازش دهنده
لیلا: دختر کیقباد که در ٣ سالگی مرد
لیو ال: لب لعل
ماران: ییلاقی در اورامان
مارتیا: نام سردار ایلامی طبق نبشته سنگ بیستون
ماردین: نام منطقه وشهری در ترکیه
ماریا: پهلوانان و جنگاوران قوم میتانی کرد را ماریا می گفتند
مارین: نام گیاهی که فقط در کوهستان ها می روید
ما رینه: یکی از اثار باسنانی در ترکیه
ما زیار: سردار ماد در لشکر کورش
ما ژ ده ک: نام پیامبر ایرانی در دوره ساسانی
ماسا: ماه اسا
مامز: اهو
مانا: نام دولتی در ماد/ نام خداوند بزرگ
ما نو شا: اب خوردن/ما نوش
ماندانا: دختر اژ دید هاک که مادرش کورش بود
ما نوش: ماه نوش
ماهر و: رخ همچون ماه
ماه شه ره ف: ماهشرف/ نام همسر خسرو خان والی اردلان که شاعر بر جسته ای نیز بود
ما هور: تابناک
مر وا ری: مروارید/سنگی است قیمتی
مروف: انسان
مزدا: بزرگ
مو ژده: نوید/مژده
مه ترا: باران
مه ر جان: سنگی قیمتی سرخ رنگ
مه ر دو خ: خدای باستانی بابل
مه رینا: نام روستایی
منیژه: محراب
منو چهر: پیشداوری
مژ گان: مژگان خبر
مه رام: هدف / مقصود
مه ستانه: سر خو ش
مه ژیر: مهاجر
مه ستور: مست دارای شرم و حیا
مه کین: محبوب/با نمک
مه لان: پر نده
مه نو شان: نام حاکمی که از طرف کیخسرو منصوب شده
مه ها: بزرگ/ عظیم
مه هتاب: مهتاب
مه هشید: مهتاب
مه هناز: مهناز
مه هین: بزرگ
مه یلان: ارزو
میترا: الهه عهد و پیمان / الهه نور و دادگستری ایرانیان باستان
میخه ک: میخک
مید یا: سر زمین ماد و نام سلسله ماد
میلاد : دانش اموز /شاگرد/تولد
میهران: صاحب فضل و کمالات
ناری: نام تر ا نه ای
نا ریا: قاصد/ پیک
نازار: پر ناز
نا زاف: شاداب
ناز په ری: نام بهرام گور
نازدار: کسی که نازش خریدار دارد
نا ز نین: دلربا
نازی: نازنین
نا زیلا: ناز یلی
نا سکی: نازک
نا سیار: اشنا
نانا: خدای جنگ در میان اقوام باستانی
نا هید: گیاهی مانند ستاره /ستاره
نشتمان: وطن
نو شان: نو شیدن
نوش ئا فه رین: نوشافرین
نگین: شانس /بخت/نگین
نگار: بت/معشوق
نو شیار: نو شاننده
نو شین: گوارا/نو شیدن
نو شینه: گوارا
نو و سه ر: نو یسنده
نه به ز: خستگی ناپذیر
نه چیره وان: شکارچی
نه خشین: پر نقش و نگار
نه رمین: رعنا قامت
نه ر گس: گل نر گس
نه سا: زمین و محل افتاب نگیر
نه سته ره ن: نام گلی
نه سرین: گل نسرین
نه شمیل: دلربا/خوش اندام
نه کیسا: چنگ زن و موسیقی دان خسرو پرویز
نه مام: نهال
نه به ر: تازه رسیده
نه و رو ز: نخستین روز بهاری/عید باستانی
نیار: هنر پیشه
نیاز: هدف
نیان: غرس کردن/نهادن
نیر گس: نام گلی نیلی رنگ
نیشا: نشانه
نیکسار: نام منطقه ای در نزدیکی سیواس ترکیه
نیگار: بت/ دوست داشتن
نیلو فه ر: نام گلی است نیلی رنگ
نیلو: همان نیلو فر است از روی دوست داشتن می گو یند
نسیم: باد/ نام بادی است بهاری
نوید: مژده
ورشه: درخشش /براق
و نه و شه: بنفشه
وه ر زیا: بزرگ
و نار: اماده /مهیا
ویان: دلربا
ویدا: اشکار/هویدا
ها فال: رفیق
هانه: چشمه
هاوار: نام کوه دماوند در اویستا
ها و ری: همراه / دوست
ها وتا: هما نند/مانند
ها وژین: همدم /همزیست
ها و یار: حامی یکدیگر
ها یا: اگاه
همایون: مبارک/ معشوقه همای
هو ریان: قبیله ای از قبایل کرد
هو زان: دانشمند
هو شه نگ: هو شنگ
هو گر: ساعی/امید وار
هو مان: صاحب /خداوند
هو نیا: شعر
هه ر زا: نام قبیله ای در کردستان ق م
هه ر سین: نام شهری در در کردستان ایران
هه ژار: فقیر/تهیدست
هه ژیر: زیبا / باهوش
هه ستا: قبیله ای از کردها ق م
هه لا له: گل لاله
هه لبه ست: شعر منظم دارای وزن
هه لکه وت: رویداد
هه لگورد:کوهی در کردستان
هه لمه ت: حمله / یورش/نام فرمانده ای کرد
هه لو: عقاب/ پرنده شکاری
هه نار: انار
هه نگا مه: از اسامی کردی که در کرمانشان و اورامانات رایج است
هیدی: صبور
هیرا: وسیع/بزرگ
هیمن: هیمن
هینا: ماهر/امو زش دیده
هیژان: لایق/ارجمند
هیوا: امید
یادگار: یادگار
یاران: دوستان/ رفقا
یاسا: قانون/روش
یا سه مه ن: یا سمن
یا وه ر: دوست /حامی
یه کد ل: دوست/راستین
یه گا نه: یگانه
یه لدا: دراز/ شب یلدا
یه مان: نترس

شنبه 14 اسفند 1389 ارسال شده توسط: سپیده نظرات ()
 
تگ: اسامی نام های کردی ،

       جدیدترین مطالب
لیست کامل مطالب ارسالی
گالری تصاویر شنبه 14 اسفند 1389
تاریخچه مهاباد شنبه 14 اسفند 1389
آثار باستانی مهاباد شنبه 14 اسفند 1389
مشاهیر مهاباد شنبه 14 اسفند 1389
سد مهاباد شنبه 14 اسفند 1389
بازار تاناكورا شنبه 14 اسفند 1389
اسامی نام های کردی شنبه 14 اسفند 1389
وضعیت مدیران سایت در یاهو

  سپیده 
 
     سعادت   

جستجو
جستجو

موزیک آنلاین

نظرسنجی

صفحات جانبی
مناسبتهای خاص
اشخاص
اماکن مذهبی
گردش و تفریح
زندگی روستایی
زندگی شهری
مناظر طبیعی
پارک ها و بوستان ها
آثار باستانی مهاباد
ماموستا هه ژار
ماموستا هێمن
دکتر عباس ولی

متاتگ ها
گالری تصاویر, بازار تاناكورا, سد مهاباد, آثار باستانی مهاباد, اسامی نام های کردی, مشاهیر مهاباد, تاریخچه مهاباد,

اشتراک گذاری مطلب
این صفحه را به اشتراک بگذارید




Powered by Mahabad-30ty 2010-2011 Mahabad-30ty. All rights reserved.